حکایت زیبا و آمورنده زهد

حکایت زیبا و آمورنده زهد

«روزی دیوجانس ـ یکی از انسان های زاهد روزگار ـ از اسکندر پرسید:

در حال حاضر بزرگ ترین آرزویت چیست؟

fun1763

«روزی دیوجانس ـ یکی از انسان های زاهد روزگار ـ از اسکندر پرسید:

در حال حاضر بزرگ ترین آرزویت چیست؟

اسکندر جواب داد: بر یونان تسلط یابم.

دیوجانس پرسید: پس از آنکه یونان را فتح کردی چه؟

اسکندر پاسخ داد: آسیای صغیر را تسخیر کنم.

دیوجانس باز پرسید: و پس از آنکه آسیای صغیر را هم مسخر گشتی؟

اسکندر پاسخ داد: دنیا را فتح کنم.

دیوجانس پرسید: و بعد از آن؟

اسکندر پاسخ داد: به استراحت بپردازم و از زندگی لذت ببرم.

دیوجانس گفت: چرا هم اکنون بی تحمل رنج و مشقت، به استراحت نمی پردازی و از زندگی ات لذت نمی بری؟»

 

مطالب مشابه
ارسال دیدگاه جدید
شما میتوانید نظر و پیشنهاد خود راجب سایت و مطلب را برای ما ارسال کنید.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

دیدگاهی ارسال نشده است!